رمان «حمام» خاطرات زنان در زندان های ایران

24 07 2009

رمان حمام یا «The Bathhouse« اثر فرنوش مشيری که به انگليسی نوشته شده شما را به حمامی قديمی رهنمون می سازد که بعد از انقلاب به زندان زنان تبديل شده و دختری ۱۷ ساله تجربه تلخ خود و وقايعی را که در آنجا می گذرد برايتان بازگو می کند.

اگرچه نويسنده در هيچ جا اشاره ای به کشور محل وقوع حادثه نمی کند اما برای خواننده ايرانی و آنان که به وقايع ايران در 30 سال گذشته آشنايند جای ترديدی باقی نمی ماند که اين واقعه نمی تواند در هيچ نقطه ديگر جز ايران آن هم پس از انقلاب اتفاق افتاده باشد.

عزت السادات گوشه گير در مطلبی که 5 سال پیش در هفته نامه شهروند به چاپ رسانده بود به معرفی اين کتاب پرداخته است. از آنجا که شهروند معمولا مطالبش را برای مدتی طولانی در بايگانی نگاه نمی دارد و در عین حال این را همان پنج سال پیش در وبلاگی آورده بودم به نظرم رسید با توجه به اوضاع و احوال کنونی که بسیاری از هموطنانمان را به بند کشانده اند، خواندنش مفید باشد..

خاطره نويسي زنان خاطرات زندان زنان
عزت السادات گوشه گير ـ شيكاگو
نگاهي به رمان «حمام» The bathhouse فرنوش مشيري

از گذار تبديل خاطرات شفاهي زنان به خاطرات مكتوب، چندان زماني نميگذرد. بسياري از خاطره نويسان زن، به دليل موانع اجتماعي از جمله: محظورات اخلاقي، و بي بها انگاشتن افكار و عقايد زنان در جوامع تحت كنترل مردان ـ، يا خود آثارشان را سوزانده و به طريقي از بين برده اند و يا اينكه گاه نوشتارشان به نوعي به سرقت رفته و با تغيير و تبديل، صدايي مذكر به آن داده شده است.
خاطره نويسي زنان ايراني با آميزه اي از حس زنداني بودن توأم است. تاج السلطنه خواهر ناصرالدين شاه قاجار، بي آنكه تجربه اي ملموس از فضاي خارج از حرمسرا داشته باشد، دنياي خفقان آلود محيط پيرامون خود را عريان كرده و از آن انتقاد ميكند.
بي بي خانم استرآبادي در كتاب «رويارويي زن و مرد در عصر قاجار» در نامه اي به شاهزاده قاجار هر چند خاطره پردازي نميكند، اما محتواي پاسخ نامه اش براساس خاطراتي است كه به عنوان يك زن در حرمسراي قاجاري تجربه كرده است.
فروغ فرخزاد اما، جوان و عصيانگر پا را از زندان خانه و تنگناي جامعه اي كه در آن زندگي ميكرده فراتر گذاشته و براي كشف دنياي وسيع تر به اروپا سفر ميكند. و حاصل پويش ها و پژوهش هايش، «خاطرات سفر اروپا» ي اوست.
اشرف دهقان با نوشتن كتاب «حماسه مقاومت» زندانهاي رژيم محمدرضا شاه را ترسيم ميكند. و مرضيه احمدي اسكويي در كتاب «خاطرات مرضيه احمدي اسكويي» با نگاهي ايدئولوژيك، نارسايي هاي زندان بزرگتري را به نقد و بررسي ميكشاند.
از سالهاي آغازين انقلاب اسلامي تا امروز، خاطره نويسي بعد بسيار وسيعي را بويژه در زنان دربرداشته است. بسياري از نوشته هاي مبتني بر خاطرات انقلاب، جنگ، بعد از جنگ (1)، مهاجرت و زندان، هنوز پنهان نگاه داشته شده و يا در جريان حملات شكارچيان حكومت و يا وحشت هاي ناشي از استنطاق هاي مرگ زاي جمعي، به خاكستر تبديل شده اند!
اما موج خاطره نويسي درباره زندان هاي جمهوري اسلامي ــ بويژه زندان زنان در 15 ساله ي اخير ــآغاز ادبياتي است نوين، پويا و شگفت انگيز در تاريخ نوزاد ادبيات زنان ايران، كه آفرينندگان آن، مايه اصلي آن خاطره ها را تا مغز استخوان تجربه كرده اند. اين ادبيات نوين، ادبيات كنكاش و كاوش است. طرح پرسشهايي است در ريشه و ذات وجود انسان، تجربه ذره ذره سلولي، ارتباط ذره ها با روح زمان، مكان، هستي مرئي و نامرئي و براي پيدا كردن مفصل هايي براي پيوند ارواح گسيخته و متلاشي شده براي يافتن هويتي منسجم و محكم.
در چند ساله اخير كتابهايي چند از خاطرات زنان زنداني در ايران، درباره زندانهاي ايران، به چاپ رسيده (2) و فيلمهايي كوتاه و بلند نيز ساخته شده است. (3)
كتابهايي كه تاكنون به چاپ رسيده است، اكثرا روايات هولناكي است كه به صورتي عريان و به شكلي وقايع نگارانه بيان شده است، همچون بغضي فرو خورده كه به ناگهان تركيده باشد.
اكثر نوشته ها فوران سادگي، صداقت و بيان رخداد حوادث است. و به همين خاطر از وجوه گوناگوني، شباهت بسياري به هم دارند. شهرنوش پارسي پور اما در كتاب «خاطرات زندان» فراتر از روايت رفته و به تحليل و كند و كاو در ريشه يابي علل پيدايش، عمق رخداد، و اثر رخداد بر روح فرد و جمع پرداخته است.
اين ادبيات البته تنها منحصر به زنداني در بطن زنداني ديگر نميشود، بلكه رواياتي خواهد بود از زندانيان نوعي ديگر، در زنداني ديگر كه گاه در مقياسي متفاوت ابعادي مهيب تر دارد. اين ادبيات مربوط ميشود به خانواده هاي زندانيان و سير مشقت بار زندگي شان در اين سوي ديوارها، مقاومت و مبارزه شگفت انگيزشان براي زندگي كردن، براي رسيدگي به نيازهاي اوليه زندگي، و براي نگهداري و مراقبت از كودكان و ساير بازماندگان اعدام شدگان از جمله سالمندان و بيماران، و همچنين سير ديدار و ملاقات زندانيانشان، كه در اين سير جدايي سهمگين با موانع سياسي، اقتصادي و حقوقي در شرايط ويژه جامعه داشته اند.
اسرار پنهان زندانهاي جمهوري اسلامي، همچون بازداشتگاههاي هيتلري، قرنها دستمايه كاوش پژوهشگران و هنرمنداني خواهد بود كه سعي در زنده نگه داشتن وجدان بشري را دارند.
خاطره نويسي بخش مهمي از ادبيات مقاومت را تشكيل ميدهد. خاطرات زندانيان دوره نازيها در آلمان، و مشهورترين شان «خاطرات آن فرانك» در آستانه پيدايش هر دوره نويني از جنبش فكري و فرهنگي، و يا اشاعه جنگ و احاطه نظام هاي ديكتاتوري، توسط هنرمندان به شيوه هاي گوناگون مطرح و بازآفريني شده و هماهنگ با روح زمان، تازگي خود را حفظ كرده است.
انسان، تنها با پروراندن روانش از طريق هنر و ادبيات، و تازه كردن خاطرات پر پيچ و خم تاريخي ميتواند آنچه را كه بر او گذشته است، به ياد آورد، و از رخداد حوادثي خونبار جلوگيري كند. و بدين گونه است كه بيان هر خاطره، زايش ستاره درخشاني خواهد بود در پهنه آسماني تيره و تار . . .
فرنوش مشيري تجربه زن بودن در زندانهاي جمهوري اسلامي را، از طريق روايات زنان زنداني به طور ذهني تجربه كرده و اين تجربه را در يك زبان و فرهنگ، به زبان و فرهنگي ديگر منتقل كرده است.
نوشتن به زباني ديگر، گذشته از توجه به ريشه زبان و واژه و مهارتهاي تكنيكي، تجربه و كشفي است كه نويسنده در جهت تنوع و تعدد انسان ديگر شدن كسب ميكند.
آنائيس نين Anais Nin (4) در يكي از خاطرات دوران نوجواني مينويسد:
وقتي انسان يك زبان ميداند، يك نفر است. اگر دو زبان بداند، دو نفر ميشود. و هر چه بيشتر زبان بداند، ميتواند انسان بي نهايتي بشود.
اين تجربه، يعني ورود به حوزه ي «ديگري» نه فقط نتيجه اش تحول و باروري خود است، بلكه اثري نامرئي در تحول و باروري «ديگري» نيز به همراه دارد.
«حمام» (5) عنوان دومين كتاب فرنوش مشيري به زبان انگليسي است كه مشيري سعي كرده است آن را به شيوه خاطره نويسي بينگارد. اين كتاب از ابتدا خواننده را به درون روح ساده و پر اضطراب راوي ــ يك دختر 17 ساله ــ دعوت ميكند كه به همراه برادر و همسر برادرش دستگير ميشود و هيچ جرمي ندارد جز داشتن برادري كه عضو يكي از گروههاي چپ سياسي است و نوشتن سه دفترچه خاطرات درباره آرمانهاي انسان گرايانه اش: او ميخواهد در آينده پزشك بشود و با تبديل منزلشان به يك درمانگاه، به مردم ياري برساند.
مشيري آگاهانه اين رمان را براي خواننده غيرايراني نوشته است. و اكثر عناصر به كار برده شده در داستان، در جهت برانگيختن روح خواننده است كه دانش و تجربه چنداني درباره آنچه كه در نقاط ديگر جهان رخ ميدهد، ندارد. مشيري ميخواهد با در ميان نهادن تجربه، در وجود خواننده رخنه كند، تكانش بدهد و در نهايت ارتقايش بدهد.
هر چند آغاز كتاب شباهتي به آغاز كتاب «حقيقت ساده» (6) اثر م ـ رها دارد، اما مشيري در همان آغاز با نشان دادن چند تصوير كوتاه همچون: ــ فضاسازي زمان و مكان در دوره حكومت نظامي، روشن كردن شمع در تاريكي، عبور زن و مرد همسايه از پشت شيشه پنجره، يادآوري خاطرات دختر با آرش پسر همسايه، مرگ پدر و مادرش در سانحه رانندگي و حضور معنوي دادن به يادگار پدرش يعني ساعت شب نماي كامپيوتري، ــ يك نوع ارتباط عاطفي بين خواننده و دنياي تنهاي اين دختر جوان ايجاد ميكند.
رمان، با آغاز عادت ماهانه دختر شروع ميشود. آغازي سمبليك كه در طول كتاب نه فقط ريزش مداوم خون، در پيچ و تابها و كشاكش شكنجه هاي ناگهاني و غيرمنتظره قطع نميشود، بلكه دختر پي ميبرد كه در چنين فضايي پيدا كردن حتي يك نوار بهداشتي يا قدري پنبه، براي جلوگيري از ريزش خون، تلاشي است همچون پيدا كردن يك قطره آب در بياباني خشك و بي حاصل.
ريزش خون در طول رمان تا پايان نرم نرمك ادامه دارد. و اين خونريزي با تغيير شكل ماه در آسمان پيوند ناگسستني خود را حفظ ميكند.
باورهاي بدوي ــ تخيلي و سنتي مردم در پديدار شدن تصوير خميني در ماه كه به طور متوالي به اشكال گوناگون در روال داستان پيگيري ميشود، از سوي زندانبانان به يك مكانيزم فشار و شكنجه و در نهايت تحميل ايدئولوژي تبديل ميشود. به طوري كه فرد زنداني بعد از شكنجه هاي پي در پي روحي و جسمي فرديت خود را از دست داده و فرياد ميكشد: من هم چهره خميني را در ماه ميبينم!
اين سير چگونگي تبديل و استحاله در طول كتاب دنبال ميشود. اما در بعضي از موارد اين گذر در حركت شكل تكنيكي نوشتار يعني سير تحول شخصيت، قدري سريع رخ ميدهد. از جمله ملحق شدن شخصيتهاي فرعي چون «زهره» و «فريال» به خيل توابين. آيا رابطه «زهره» با كودك شيرخواره اش و «فريال» با جنيني كه در شكم دارد، چقدر در تحقق اين تصميم يعني تواب شدن موثر بوده؟ آيا شتاب زمان و توالي ضربه هاي مكرر بي انقطاع روحي و جسمي است كه شخصيتها را واميدارد كه بين مرگ و زندگي يكي را انتخاب كنند؟
آيا در آن لحظات پيچيده باريك و حساس در گذار انتخاب، شخصيتهاي داستان به چه ميانديشيده اند؟ دنياي دروني آنها چگونه بوده است؟
شايد از ديدگاه راوي و تحليلي كه در ذهن دارد، توبه زهره و فريال بسيار منطقي باشد، اما شيوه پيوستن به جرگه توابين با استفاده مكرر از ديدن چهره خميني در ماه قدري زياد تكرار ميشود و از بار اثر واژگاني و تصويري كار ميكاهد.
زيبايي كار مشيري در اينست كه هرگز در قضاوت ها و درگيري هاي دروني راوي دخالت نميكند. تمامي كتاب حقيقتا از زبان و ذهن دختر جوان ميتراود. و تمامي حسها، عواطف، دلهره ها، اضطرابها و افسردگي هاي يك دختر جوان را با ظرافت، دقت و مهارت نشان ميدهد.
زماني كه دختر جوان چشمانش را باز ميكند و كودك شيرخواره را در كنار خود ميبيند، به طور غريزي، براي اولين بار پستانش را به دهان بچه گرسنه ميگذارد، و زماني كه به آشپزخانه ميرود تا براي كودك شير پيدا كند، به معماري زندان پي ميبرد: زندان در گذشته يك حمام عمومي بوده است و حالا در خزينه خالي آن شاهد شلاق خوردن زنان و دختران جوان ميشود. و بعد كه از لابلاي در نيمه باز، زني را ميبيند كه با زنبيلي از پشت در عبور ميكند، در حسي وهم آلود و متناقض به اين مي انديشد كه ميتواند در را باز كند و با اين كودك شيرخواره در آغوشش بگريزد، اما اقدام به فرار نميكند. چرا كه ميداند پشت در، زنداني است ديگرگونه.
مشيري در رمان خود، از عناصر زنانه استفاده كرده و فضاهايي را خلق ميكند كه خواننده ميخواهد با راوي از پشت شيشه صداگيري ارتباط برقرار كند.
وي زنانگي را در تمام مراحل زندان، متناوبا در رويارويي با خشونت و تنزل وحشيانه ارزشها به محك تجربه ميگذارد. از هتاكي كلامي گرفته تا عملي همچون تراشيدن موي سر زنان و دختران.
«يك روز همه دختران مو بلند طاس شدند. آنها موهايمان را از ته تراشيدند… از دست دادن موهايمان بدتر از عرياني مان بود.»(7)
اين شكنجه ها تدريجا به سنگسار اجباري زندانيان ديگر، و سپس پاره كردن پرده بكارت دختران قبل از اعدام توسط زندانبانان زن منتهي ميشود.
«آنها بازوهايم را محكم به پايين فشار دادند. و من صداي فريادي شنيدم. نه فرياد خودم را، بلكه فرياد يكي از دختران را… چون من مطمئنم كه سكوت كرده بودم. وقتي كه چيزي در من فرو رفت و پاره ام كرد… تمام آنچه كه من در عمق تاريكي حس ميكردم اين بود كه خواهر سلطاني با انگشت نشانه اش درونم را سوراخ كرد.»(8)
فضاسازي صحنه آخرين ديدار راوي با برادرش حميد، از تكان دهنده ترين و نمايشي ترين قسمت هاي كتاب است. كوتاهي جملات، سكوت هاي پياپي، تكرار جملات كوتاه، يادآوري خاطرات پراكنده گذشته، و سنگيني رابطه عاطفي…
پس از آن، كشمكش و مكالمه دختر با خودش شروع ميشود. دوپاره شدنش، خالي شدنش از هر اعتقادي، و خشم و بي اعتنايي اش، و بعد سكوت… و سرانجام ته نشين شدنش در يك آرامش عجيب!
«… احساس آرامش كردم. يك آرامش عجيب كه هرگز آن را قبلا تجربه نكرده بودم.»(9)
دختر در تداوم شكنجه و در دوپارگي اش با خود حرف ميزند. با روياي پدر، مادر و برادرش لحظات سخت را بر خود هموار ميكند. با روياي طبيعت، با صداي شب، بوي شب و با قطرات شبنم ارتباط برقرار ميكند. با چشمهاي بسته از پشت چشم بند، ايستاده روي خاك با ستارگاني كه فقط حضورشان را در بالاي سرش حس ميكند، با صدايي دروني سخن ميگويد و مقاومت و ايستادگي را از درخت ها مي آموزد.
«بيليون ها ستاره در بالاي سر ما، به ما نگاه ميكردند، به ما چشمك ميزدند، به ما ميگفتند كه تمام شب با چشمهاي بسته، بي حركت روي پاي خود ايستادن شكنجه نيست. اين چيزي است كه درختها در تمام طول زندگيشان انجام ميدهند.»(10)
راوي كه در ابتداي داستان رويارويي خود را با «علي» پسر كوچك و نحيف «برادر جمالي» به مثابه دو حيوان ترسيم ميكند، در پايان به سرنوشت رقت انگيز«علي» مي انديشد. كه او نيز يك نوع زنداني ديگر است. كودكي«بابا» است در سيستم هاي مكرري كه پروراندن زنداني، حيات اقتدار آن سيستم ها را تثبيت ميكند.
«علي» مگر كيست؟ كودكي است كه كودكي اش را در زندان سپري ميكند و آنچه مي آموزد، شيوه زندانباني پدرش«برادر جمالي» است. و «بابا» مگر كيست؟ خدمه زندان كه كودكي و كهنسالي اش در زندانهاي دو رژيم سپري شده است.
«ما مثل دو حيوان به هم خيره شديم. يكي بزرگتر و ديگري كوچكتر. حيوان كوچكتر به شدت ميترسيد. و حيوان قويتر، زخمي بود اما نميخواست حمله كند. نميخواست به او آزاري برساند. آنها هرگز نميتوانستند به همديگر اعتماد كنند.»(11)
دختر وقتي آزاد ميشود، مثل خانم مرادي كه خون اعدام شدگان را هر روزه از پاي ديوار ميشويد، كه روحش همراه با پسرش در زندان دفن شده است، آزادي برايش از معنا خالي ميشود. آزادي يعني چه؟ چه معنايي دارد؟ وقتي كه ماده اصلي وجودش همچون سايرين، اعدام شده و از دست رفته است؟!
كتاب كه به پايان ميرسد، خواننده در سير تحول شخصيت راوي، دختر 17 ساله، سهيم ميشود. چه تفاوت عظيمي است بين دختر 17 ساله قبل و بعد از زندان.
در جريان زندگي، انسان چه دگرديسي سريعي پيدا ميكند. در زماني بسيار كوتاه، گاه به كوتاهي يك روز، يا يك هفته يا يك ماه…
دختر جوان چه ميتواند بگويد، وقتي كه خواهرش از او ميپرسد: در زندان چه گذشت؟
خواننده ايراني كتاب كه فارسي و انگليسي ميداند، به سه فرد تقسيم ميشود و كتاب را به سه شيوه تحليل ميكند. يك بار از ديدگاه يك ايراني در ايران، از ديدگاه يك ايراني مهاجر با تمام تجربيات مشابهي كه در زندگي گذشته اش داشته است، و از ديدگاه يك غيرايراني انگليسي زبان، كسي كه روح جامعه ميزبان را ميشناسد. و همچنين ميتواند از نگاه يك مرد كتاب را بخواند يا يك زن با تمام خطوط و رده هاي خاكستري بين دو جنس…

پانويس:
1ــ از مهمترين كتابهاي به چاپ رسيده در اين زمينه، ميتوان كتاب«نخل هاي سوخته» كه سفرنامه، خاطره نامه اي است از مهرانگيز كار درباره مناطق جنگ زده و محروم ايران نام برد.
نخلهاي سوخته: گندي از دامان زاگرس تا كرانه هاي خليج فارس ــ مهرانگيز كار ــ تهران: روشنگران و مطالعات زنان، 1379
2ــ از كتابهاي چاپ شده در اين زمينه ميتوان به كتابهاي زير رجوع كرد.
الف: حقيقت ساده ــ از م ـ رها ــ انتشار: به همت تشكل مستقل دموكراتيك زنان ايران در هانوفر ــ پاييز 1371 ــ چاپ اول ــ تيراژ 1000
ب: خاطرات زندان ــ شهرنوش پارسي پور ــ نشر باران ــ چاپ اول 1996 ــ سوئد
پ:… و در اينجا دختران نميميرند ــ شهرزاد ـ انتشارات خاوران ــ پاريس ــ چاپ دوم 1377 ــ تيراژ 1000
ت: كتاب زندان ــ جلد اول ــ به ويراستاري ناصر مهاجر ــ چاپ اول 1377 ــ تيراژ 1500 ــ (بخشي از اين كتاب به زندان زنان اختصاص داده شده است.)
ث: خوب نگاه كنيد راستكي است (گزارش زندان) ــ پروانه عليزاده
ج: زندان ــ زير بوته لاله عباسي ــ نسرين پرواز ــ 1995 ـ انتشارات نسيم.
چ: يادنگاره هاي زندان ــ سودابه اردوان ــ چاپ اول ــ سوئد 1382
3ــ رجوع كنيد به فيلم بلند «زندان زنان» به كارگرداني منيژه حكمت. اين فيلم در ايران ساخته شده، و يكي از پربيننده ترين فيلمهاي يكسال گذشته بوده است. اين فيلم در جشنواره بين المللي فيلم شيكاگو در اكتبر سال 2002 به نمايش درآمد.
4ــ نويسنده و هنرمندي كه در اسپانيا به دنيا آمد. كودكي اش را در فرانسه گذراند و در نوجواني به نيويورك مهاجرت كرد. 15 جلد كتاب خاطرات او، از ارزش ويژه اي در خاطره نويسي زنان برخوردارند.
5ــ The Bathhouse- Farnoosh Moshiri Black Heron Press Seattle- Washington- 2001
اين كتاب جايزه Black Heron Press را به خاطر محتواي اجتماعي آن دريافت كرده است. از كتابهاي ديگر مشيري ميتوان At the Wall of the Almighty را نام برد و همچنين The Ceazy Dervish and the pomegrannate tree
6ــ مشيري كتاب خود را همچنين به م ــ رها تقديم كرده است.
7ــ حمام ــ ص 136
8ــ همان ــ ص 176
9ــ همان ــ ص 128
10ــ همان ــ ص 105
11ــ همان ــ ص59

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: