بهنود شجاعی را علوم انسانی اعدام کرد یا علوم اسلامی؟

11 10 2009

جامعه مدنی ایران که امروزه بیش از هر زمان دیگر از خشونت و اعدام و مرگ بیزار است در تلاش گسترده دیگری برای پیشگیری از اعدام «بهنود شجاعی» ناموفق ماند. بهنود 21 ساله که بیش از 4 سال پیش و در سن 17 سالگی نوجوان دیگری به نام «احسان نصرالهی» را طی نزاعی در ونک پارک تهران به قتل رسانده بود بالاخره در ساعت 5:30 بامداد روز یکشنبه 19 مهرماه 1388 و در حالی که شماری از مردم؛ هنرمندان و فعالان حقوق بشر در مقابل زندان اوین جمع شده بودند تا شاید برای آخرین لحظات بتوانند مانع از اجرای این حکم شده و اولیای دم  مقتول را راضی به عفو نمایند، به پای جوخه دار برده شد و توسط اولیای دم به دار آویخته شد. بهنود درآخرین گفتگویش با صبا واصفی که دو روز پیش از آن صورت گرفته بود گفته بود که پیش از آن سه بار تا پای چوبه  دار رفته که رییس قوه قضاییه به او وقت داده بود وچهار پنج بار هم دو سه روز مانده به اجرای حکم، حکمش را متوقف کرده بودند. او طی این سه بار که در کنار سایر متهمان پای جوخه دار برده شده بود با چشم خود حلق آویز شدن 14 نفر را دیده بود. محمد مصطفایی وکیل بهنود که تلاش فراوانی برای جلوگیری از این حکم داشت در گفتگو با بی بی سی گفت: «موکلم بهنود شجاعی به ناحق به پای چوبه دار رفت و ناعادلانه اعدام شد.»

در فضای مجازی نیز از روزها پیش التهاب خاصی برای پیشگیری از اجرای این حکم وجود داشت و از همه مهم تر استدلال مدافعان حقوق بین المللی کودکان و سازمان عفو بین الملل بود که معتقدند  جمهوری اسلامی با وجود امضای اینگونه معاهدات ، همواره بر خلاف آنان عمل کرده و نوجوانان بیشماری را به پای جوخه دار فرستاده است. سازمان عفو بین الملل، ایران را صدر نشین اعدام نوجوانان در دنیا خوانده است.

ده روز دیگر نیز صفر انگوتی قرار است به دار آویخته شود و گویی این سیر اعدام ها و به ویژه اعدام نوجوانان را سرباز ایستادن نیست.

دستگاه رسانه ای جمهوری اسلامی اما اینگونه اخبار را به گونه ای دیگر منعکس می سازد. خبرگزاری ایرنا در ورودی خبر خود نوشت: بهنود شجاعی قصاص شد و در خلاصه خبر خود چنین آورد: بهنود شجاعي پس از گذشت چهار سال از ارتکاب جنايت ، بامدادامروز- يکشنبه – با عدم گذشت اوليا دم در محوطه ندامتگاه اوين قصاص و به دار مجازات آويخته شد.

ادبیات به کار رفته در خبر ایرنا به راحتی نشانگر طرز تفکر خشونت طلبانه دولتی است که از قوانین به اصطلاح منطبق بر احکام اسلامی سرچشمه می گیرد و به راستی اگر احکام حقوقی و قضایی آن جامعه به جای انطباق با علوم اسلامی، بر علوم انسانی منطبق بود آیا باز هم نتیجه یکسان می بود؟

علوم انسانی در پدیده ای نظیر جرم نیز به دنبال کشف چرایی های بیشماری است و حقوق  ناشی از آن نیز پیش از کیفر به پیشگیری و جلوگیری از تکرار جرم متمرکز می شود. حقوق مبتنی بر علوم انسانی، انسان محور است و از همین رو در صدد رفع رنج و آسیب شناسی کجروی ها و خطاها با کمترین هزینه انسانی و اجتماعی است. علوم انسانی بر خلاف احکام مذهبی به مجازات چشم در مقابل چشم حکم نمی راند و بر انتقام پا نمی فشارد.

آنگاه که سیستم قضایی مبتنی بر علوم اسلامی بر شستن خون با خون تاکید می کند چگونه می توان انتظار داشت که لطایف روح انسانی به سمت بخشش و عفو حرکت کند؟  .

به آنانکه علوم انسانی را در بیدادگاههای نمایشی اخیر محکوم کرده و فریاد وا اسلامایشان گوش همه را کرد و بعد برای اصلاح و اسلامی سازی علوم انسانی در دانشگاهها نسخه پیچیده و حکم صادر کردند باید گفت قصد و نیت آشکار و پنهان شما در اینگونه جنایات و تشویق جامعه بر خشونت هر چه بیشتر بر علیه خود و دیگران، بر هیچ کس پوشیده نیست چرا که تصور می کنید با فشاندن بذر خشونت و انتقام در جامعه، مانع از حرکت پویای جامعه امروز به سوی تغییر خواهید شد. اما غافلید که چنین حرکاتی حیاتتان را کوتاه تر خواهد کرد چرا که جامعه انسانی ایران امروز را سرباز ایستادن نیست و خسته از خشونت در همه اشکال آن، همچنان بر حقوق و قضاوت انسان محور و نه دین محور خود پای خواهد فشرد. .

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: