چرا جوانان امروز بر خلاف نسل صمد بهرنگی، نمی خواهند مسلسل پشت شیشه مال آنها باشد؟

13 01 2010

فکر می کردم چرا جوانهای امروزی اهل خشونت نیستند و کمتر به این گرایش دارند که بزنند فک و چانه شعبان بی مخ های نظام را خورد کنند و دست به اسلحه ببرند. وقتی در مورد جوان نسل انقلاب در دهه 1350 تحقیق می کنی، می بینی که بدجوری عشق اسلحه و انتقام از رژیم شاه رو در سر می پروروندن. یکی از دلایل رشد ادبیاتی از این حیث نیز که در حوزه چپ صمد بهرنگی یکی از اونها بود و در بخش مذهبی شاخص ترین چهره آن دکتر علی شریعتی بود شاید به همین دلیل باشه. البته بر خلاف صمد، نمی تونم بگم که دکتر شریعتی هم به مشی مسلحانه برای براندازی و تغییر نظام اعتقاد داشت، اما سخنرانی های پور شور و همچنین کتاب های آشتین او تشیع انقلابی و سرخ را در میان جوانان خسته از مذهب منبری زنده کرده بود.

صمد بهرنگی در یکی از داستان های کوتاه خود به نام «24 ساعت در خواب و بیداری» از پسربچه فقیری به نام لطیف حرف می زند که آرزویش خریدن یک شتر اسباب بازی است که با وی به رویاهای دور و درازش دست می یابد، اما نه توان خرید آن را ندارد و نه فروشنده فروشگاه اسباب بازی فروشی او را جدی می گیرد که حتی قیمتش را به او بگوید. لطیف با این وضع کنار می آید و خیالبافی ها می کند و هر روز به دیدار شترش در ویترین اسباب بازی فروشی می رود تا آنکه یک روز مردی به فروشگاه وارد شده و شتر را برای دختربچه خود که در ماشین نشسته می خرد. دنیای لطیف به هم می ریزد و آه و فعان هایش توسط پدر و فروشنده و سایرین نادیده گرفته می شوند و آنگاه که ماشین به سرعت از آنجا دور می شود، لطیف آرزو می کند که کاش مسلسل پشت ویترین مال وی می بود.

در واقع صمد با داستان خود در صدد است تئوری «جنگ مسلحانه» چپ گرایانی چون فداییان خلق را به عنوان تنها راه حل سرنگونی رژیم تمامیت خواه سلطنتی در ایران مطرح کند.  شکل گیری هسته های چریکی در میان فداییان و همچنین مجاهدین خلق از یک دهه پیش از انقلاب سال 1357 و همچنین اثری که مبارزه مسلحانه در پیروزی نهایی انقلاب در 22 بهمن داشت، حتی در سالهای پس از انقلاب اثری شگرف داشت. با این حال در سالهای بعد از انقلاب، یکی از تلاش های جمهوری اسلامی جمع آوری سلاح هایی بود که در دوران انقلاب و جنگ در اختیار مردم قرار گرفته بود. در واقع رژیم قصد داشت این تفکر را جا بیندازد که دیگر اسلحه لازم ندارید چون رژیمی مردمی سر کار آمده است. اما تفکر خشونت طلبانه همچنان در میان جوانان فرو کش نکرده بود و شاید یکی از دلایل توفیق ایران در جنگ با عراق را نیز بایستی مدیون این تفکر «عشق اسلحه» دانست. آنان که در جبهه بوده اند از این عشق در میان جوانان بسیجی و سپاهی روایت ها دارند.

به نظرم چند عامل در تفکر غالب مسلحانه در میان جوانان نسل انقلاب را باید مورد توجه داشت. یکی از آنها حال و هوای جنبش های مسلحانه در سراسر دنیا از آمریکای لاتین گرفته تا خاورمیانه بود و بسیاری از انقلابیون دنیا از این اقدام برای سرنگونی دولت های جابر دفاع می کردند چون عملا اینگونه حکومت ها راه حل دومی پیش روی آنان قرار نمی دادند. از طرف دیگر توازن بین المللی میان تفکر اردوگاه سوسیالیزم و سرمایه داری حتی در دوران جنگ سرد، به حیات اینگونه گروهها به عنوان سوپاپ اطمینانی به ویژه از جانب کمونیست ها نگاه می شد که در تعادل قدرت با جهان غرب به کار می آمد.

از طرف دیگر حرکت های مسلحانه ای که در محدوده مرزهای کشورها صورت می گرفت کمتر تهدیدی برای خارج از مرزها به شمار می رفت و تروریسم با وحشتی که به خصوص نوع اسلامی آن در اواخر قرن بیستم به وجود آورده بود چندان توسط دنیا شناخته نشده بود. لذا افراد معتقد به مشی مسلحانه لزوما، آنگونه که جهان امروز درباره آنها فکر می کند با نفرت گسترده و همگانی مواجه نبودند.

اما شاید مهمترین عامل نفی جنگ مسلحانه توسط جوانان نسل امروز در ایران مدیون گسترش ارتباطات جمعی و به ویژه شبکه اینترنت باشد. در اینترنت هر جوان می تواند تریبون خود را داشته باشد و با دیگران به گفتگوی متقابل از فرسنگ ها راه دور بپردازد و برای خود حامیانی بیاید یا حامی دیگرانی شود که با فکر وی همخوانی دارند. این قدرت رسانه ای موجب شده که جوان امروز تنها به دنبال آن نباشد که حرف های نخبگان و رهبران خود را بشنود و بتواند به تعامل با همفکران خود ولو اینکه نخبه و یا رهبر نباشند بپردازد، شرایطی که در نسل دوران انقلاب تنها در محدوده جغرافیایی می توانست باقی بماند که جوان در آن حضور داشت. رسانه ها در آن زمان تک صدایی بودند، جوان فقط مصرف کننده و خواننده بود، خود قادر به تولید نبود.

از طرف دیگر نسل جوان کنونی تجربه شکست خورده پدران خود را پیش روی دارد که خشونت و کاربرد اسلحه تنها برای پیروزی انقلاب مورد استفاده قرار نگرفت، بلکه دور تسلسلی از آن موجب رویاروی هایی شد که عملا مسیر و اهداف انقلاب را نیز تغییر داد. از همین روست که جوان نسل امروز به درستی رویکرد خود را از «مسلسل» به تعامل جمعی در فضای رسانه ای تغییر داده است و با این روند اگرچه دیرتر می تواند به مقصد برسد اما عناصری را نهادینه می کند که بعدها می توانند در مسیر دشوار برقراری دموکراسی در این کشور باستانی به کارش آیند.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: