پشت دیوارهای بلند

6 02 2010

پشت دیوارهای بلند زندان ها، بازداشتگاهها و اسارتگاههای شناخته شده و ناشناخته کشورمان چه می گذرد؟ در یک جامعه متمدن بازداشتگاهها محل نگاهداری بزهکاران هستند و بازداشت و حبس مسئولیت قانونی فراوانی برای دولت ها و سیستم حقوقی و قضایی هر کشور دارد. اما متاسفانه در کشور ما به همت دیکتاتوری تازه به دوران رسیده سپاه به کمک بنیادگرایان طالبانی، بازداشتگاهها و اسارتگاهها برای محبوس کردن بهترین فرزندان و پدران و مادران این خاک ستمدیده تجهیز شده اند.

فقط آنها که تجربه زندان دارند می توانند درک کنند که هر لحظه حبس و اسارت چقدر طولانی و ناگذرا است و این شرایط آنگاه که جسم و روحت را نیز شکنجه کنند بسیار دشوارتر می شود. کشورمان می رود تا وارد سی و یکمین سالگرد انقلابی شود که قرار بود بساط ظلم و جور را از آن کشور برچیند اما متاسفانه دچار تاریک ترین دوران حیات سده های اخیر خود شد.

سی و یک سال پیش در چنین روزهایی بازداشتگاهها و اسارتگاهها به دست مردم فتح شدند و بسیاری از آنها که سالیان دراز و یا مدتی کوتاه را در زندان سپری کرده بودند به آغوش خانواده هایشان بازگشتند. در آن روزها زندان اوین و بسیاری از ندامتگاهها به نمایشگاهی تبدیل  و ابزارهای شکنجه در معرض دید قرار گرفته بودند و بسیاری از گروهها حکایت های خود را از درون آن سلول های پر از وحشت بیان می کردند اما شاید کمتر کسی باور می کرد که عده ای در فکر آن بودند که این بساط را همچنان حفظ کنند و مدت اندکی پس از بهار پیروزی انقلاب بار دیگر زندان ها گشوده شدند و جوخه های اعدام برپا گردیدند. دیکتاتورهای کوچک بار دیگر به تجدید ساختار ساواک پرداختند و ژنرال های سابق ارتش شاه همچون «فردوست» را به کار گرفتند تا در سازمان دهی تشکیلات امنیتی جدید آنها را یاری کنند.

بساط شکنجه بار دیگر برقرار شد و به مرور پیچیده تر، سخت تر و و حشیانه تر شد و روش هایی بدان اضافه شد که ساواک دوران پهلوی حتی به خواب نمی دید.

حال انسان هایی که در آن سوی دیوارهای بلند به دلیل اندیشه گرفتار آمده اند چشم انتظار وقوعی خوشایند در این سو هستند. آنها از ما که آزادیم همان را انتظار دارند که اگر ما در حبس بودیم از آنها انتظار می داشتیم. چگونه می توان خاموش ماند در مقابل این همه شقاوت در پشت آن دیوارهای بلند؟

ما بیشماریم و هر لحظه بیش از پیش به پیروزی نزدیک، اما یادمان باشد که اولین وظیفه ما در فردای پیروزی آن خواهد بود که اطمینان یابیم هیچکس پس از آن به دلیل اندیشه مورد تعقیب قرار نگرفته و اسیر نمی شود. باید اطمینان پیدا کنیم که هیچ کس اجازه نخواهد داشت به کسی چه در دوران حبس و چه پیش از آن تعرض روحی و فیزیکی کند. ذهن های ما آماده اند تا بساط خشونت و بی عدالتی را برای همیشه از این دیار باستانی و سربلند برچینیم.

Advertisements

کارها

Information

One response

6 02 2010
انتها

من طنز مینویسم شاید خوشت بیاد …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: