آزمایش ضربان قلب جنبش سبز توسط رژیم کودتا وارد مرحله جدیدی شده است

6 03 2010

رژیم کودتا پس از نمایش نظامی و ساختگی 22 بهمن و با تصور پیروزمند دانستن خود در صدد آزمایش ضربان قلب جنبش سبز است تا دریابد که آیا با بیماری رو به احتضار مواجه است یا جوانی خشم فرو خورده  که روز به روز توانمند تر و نیرومندتر می گردد. سناریوی توقیف روزنامه اعتماد ولغو امتیاز هفته نامه هایی چون ایراندخت و سینا در کنار محارب خواندن دکتر محمد ملکی و همچنین صدور حکم اعدام برای محمدامین ولیان به جرم سنگ پرانی و تظاهرات ضد دولتی در روز عاشورا از جمله وقایعی هستند که با استفاده از آنها، بنیادگرایان طالبانی مستقر در سپاه، رژیم کودتا و بیت رهبری در صدد آزمون و رصد واکنش جنبش سبز هستند تا به خیال خود در صورت عدم دریافت پاسخ مناسب حلقه محاصره را تنگ تر و تنگ تر کنند و به قولی آتش فتنه را دستکم برای یک دهه دیگر خاموش کنند.

مشکل عمده کودتاچیان نیز آن است که تصور می کنند اگر خیابان ها را از معترضین خالی کنند و اگر طرفداران اصلاحات و جنبش سبزدر واکنش به این ددمنشی ها به خیابان ها نریزند همه چیز تمام شده و خود پیروز این میدان نبرد نابرابرند. اما همچنانکه بسیاری از متفکران گفته اند این دقیقا همان چیزی است که بلای جان رژیم کودتا در دراز مدت است. آنها نمی دانند که با نظامی کردن صحنه خیابان ها و دربند کشیدن فعالان جنبش سبز؛ آتش زیر خاکستر را نیرومندتر و قوی تر از پیش می سازند. مردم ممکن است که بعد از وقایع 22 بهمن تصمیم گرفته باشند که از رویدادهای دولتی برای نشان دادن اعتراضات خود استفاده نکنند اما این بدان معنا نیست که مترصد فرصت های مناسب برای نشان دادن اعتراضات خود نباشند و گاه این فرصت ها چه بسا کار رژیم کودتا را برای همیشه تمام کند.

یکی از نقاط ضعف اساسی رژیم کودتا بحران فراگیر اقتصادی است که با دروغ و دسیسه های کارشناسان مزدورش نیز قادر به مهار آن نیست و به نظر می رسد طومار این رژیم را نهایتا مشکلاتی از این دست در کنار سایر نارضایتی ها، در هم بپچید. گرانی سرسام آور کالاهای ضروری، نرخ گسترده بیکاری، روند رو به رشد فقر و شکاف طبقات اجتماعی، بحران فرار مغزها و نیروهای متخصص، افزایش هزینه های مربوط به اجاره و مسکن و  تورم فراگیر از معضلاتی هستند که رژیم  رانت خوار و فاسد کنونی عملا قادر به حل حتی گوشه ای ناچیز از آن نیز نیست چه رسد به حل اساسی مشکل.

از همین روست که سردمداران کودتا در کنار استمرار استراتژی سرکوب داخلی، به دنبال ایجاد بحران در مناسبات بین المللی هستند تا بتوانند دنیای خارج را تشویق به محاصره اقتصادی ایران نمایند تا بهانه ناتوانی ها و فساد گسترده دستگاه موجود را به گردن غرب و شرکایش بیاندازند. غافل از اینکه تحریم اقتصادی نیز بحران های اقتصادی کنونی را به مرحله بسیار خطرناکی می کشاند و می تواند کاسه صبر مردم را بیش از پیش لبریز کند..

در واقع رژیم کودتا با وجود تمام تلاش خود از طریق فریبکاری  و تظاهر برای آرام نشان دادن اوضاع به خوبی می داند که از وضعیتی وخیم و بحرانی برخوردار است و این یکی از نکات ارزنده ای است که جنبش سبز در موقع خود، می تواند با تاکتیک های لازم بهره فراوانی از آن ببرد و چه بسا یکی از تاکتیک های خود را از هم اکنون به شناخت و افشای مشکلات اقتصادی موجود اختصاص دهد که از این رهگذر انبوه گسترده ای از مردم را نیز به صفوف خود می کشاند..

Advertisements

کارها

Information

One response

7 03 2010
nima

daghighan ma amadeyim ke roze nahayi berese.
un roz sare har derakht 1 akhonde mozdoro avizon mikonim.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: