آنها که در صدد ترغیب آمریکا به حمله نظامی علیه ایران هستند: از انرژی اتمی تا حضور بن لادن درتهران

6 05 2010

به نظر می رسد ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا دولت دموکرات آمریکا را متقاعد کنند که تنها راه مقابله با دولت کنونی ایران، حمله نظامی به این کشور است و بیش از همه سردمداران دولت کودتا چنین مسیر ماجراجویانه ای را دامن می زنند چرا که تصور می کنند در صورت حمله نظامی آمریکا به چند هدف نایل خواهند شد: آنها تصور می کنند حمله نظامی آمریکا می تواند موج اسلامگرایی را در منطقه تقویت و در نتیجه زمینه را برای تشدید بحران در حوزه خاورمیانه فراهم کند و حیات رژیم استبدادی کودتا در شرایط بحرانی تقویت می شود.  از سوی دیگر هرگونه حرکت اعتراضی در داخل ایران به راحتی و به بهانه جنگ سرکوب شده و سپاه و بیت کودتا تمام توان نظامی خود را برای تشدید خفقان در داخل به کار خواهند گرفت. ابزار دیگری که رژیم کودتا از آن بهره خواهد برد تشویق گرایشات شووینستی و وطن پرستانه کاذب برای تقویت روحیه طرفدارانش و در نتیجه افزایش شمار هواخواهان خود در میان گروههای بی طرف در فضای سیاسی ایران خواهد بود.

رژیم کودتا تصور می کند چنین حمله ای ولو به صورت محدود می تواند تمام بهانه های استمرار استبداد دینی را در اختیارش بگذارد و به نظر می رسد فرماندهان سپاه که تمام دنیا را از زاویه امکانات محدود این کشور برای مقابله نظامی می بینند بیش از پیش در صدد توجیه بخش افراطی جناح راست داخل کشور در مورد مزایای چنین تهدیدی هستند. بخش افراطی جناح راست نیز که به غلط تصور می کند بدنه سپاه و بسیج هنوز از روحیه سلحشورانه دوران جنگ با عراق برخوردار است می رود تا از چنین گزینه ای استقبال کند.

رژیم کودتا به ماجراجویی های متعددی در این زمینه دست زده که مهم ترین آن نواختن بر طبل سرکشی در زمینه کنترل انرژی  اتمی است و فارغ از توان محدود ایران برای دسترسی به بمب اتمی؛ چنین وانمود می کند که به زودی به چنین سلاحی دست خواهد یافت و همه به یاد داریم که این سناریو تا چه حد مشابه موضع گیری صدام حسین پیش از حمله آمریکا به عراق است که به دروغ وانمود می کرد سلاح های کشتارجمعی و بمب های شیمیایی را در اختیار دارد.

جریان راست گرا و افراطی اسرائیل نیز تلاش می کند به جای آنکه خود را درگیر مخامصه نظامی با ایران کند؛ آمریکا را متقاعد به چنین حمله ای کند و از تبعات احتمالی بحران علیه خود در منطقه بکاهد. کشورهای عربی نیز اگرچه یکی به میخ و یکی به نعل می زنند اما در عمل بیش از آنکه حامی ایران باشند از سیاست های آمریکا دفاع می کنند.

اخبار دیگری نظیر دستگیری تیم های جاسوسی دولت ایران در دوبی و کویت و همچنین تقویت شایعه حضور بن لادن در ایران از جمله موضوعات دیگری هستند که دیدگاههای تحت فشار قراردادن آمریکا برای مقابله نظامی با ایران را تقویت می کنند. اثبات حضور بن لادن در ایران خود می تواند بهانه کافی برای جنگ افروزی باشد چرا که عملا اشغال افغانستان با هدف دستیابی به بن لادن و نابودی ارتش وی توجیه شد.

اگرچه سیاستمداران کارکشته ای همچون برژینسکی قویا مخالف رویکرد نظامی علیه ایران هستند اما جناح راست و افراطی و همچنین بخش دفاعی و نظامی دولت آمریکا هر روز بیش از پیش در صدد متقاعد کردن دولت دموکرات اوباما برای حمله به ایران هستند و تلاش دارند آن را به عنوان تنها راه حل سرکوب ماجراجویی های رژیم ایران معرفی کنند.

با این حال آمریکاییان نیک می دانند که افکار عمومی جهان و همچنین مردم ایران مخالف هرگونه برخورد نظامی هستند و باید امیدوار بود که دولت آمریکا چنین گزینه ای را کاملا فراموش کند و تسلیم ماجراجویان سیاسی در داخل خاک این کشور و خارج از آن نشود.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: