گفته های لاریجانی و سایرین برای نشان دادن دم خروس «رهبری» از کجا سرچشمه می گیرد؟

18 05 2010

در آستانه سالگرد کودتای انتخاباتی هستیم و هر روز پرده ای از نمایش «کی بود کی بود من نبودم» مسئولان رژیم کود تا روی صحنه می رود.

همین چند روز پیش بود که دادستان تهران با انتقاد از موسوی در محکومیت اعدام های هفته گذشته، تلویحا گفت همانگونه که کشتارهای دهه شصت به دستور امام بوده، دستور اینگونه کشتارها و اعدام ها نیز از جانب رهبری  کنونی (شخص خامنه ای) صادر می شود.

امروز هم لاریجانی، رییس قوه قضاییه در پاسخ به نامه نمایندگان تندرو مجلس همه چیز را به گردن خامنه ای انداخت و گفت اگر تا به حال سران جنبش را دستگیر نکرده اند، به دلیل آن بوده که رهبر چنین نخواسته است.

انعکاس این اظهارات از جانب مسئولان رژیم کودتا را نباید تصادفی تلقی کرد. باید دید که اراده اینان برای نشان دادن دم خروس رهبری در دستگیری ها و اعدام ها که قبلا چنین آشکارا بیان نمی شد ناشی از چیست.  چند فرضیه را می توان مطرح کرد:

یکی از فرض ها این است که مسئولان رژیم کودتا خطر انقراض و نابودی نظام را کاملا حس کرده اند و درک کرده اند که موضوع جدی است. از همین رو همانگونه که رسم هر حکومت دیکتاتوری و استبدادی است، در مواقع بحران آنان که وفادارترین به دیکتاتور بزرگ محسوب می شده اند، برای خارج کردن خود از زیر ضرب؛ همه کاسه کوسه ها را بر سر رهبر عظما می شکنند. غافل از اینکه چنین حرکتی از بار گناهان آنها نمی کاهد و مردم حاضر نیستند به سادگی آنها را ببخشند.

فرض دوم آن است که اهرم های پنهان مافیای قدرت به این نتیجه رسیده باشند که برای حفظ مجموعه نظام کودتا، رهبر را قربانی کنند. چه همه نیک می دانستیم در تمام این سالها نیز رهبر متاثر از قدرت این مافیا بوده است و آنان بوده اند که هماره درپشت صحنه، سیاست ها و مواضع رهبری را دیکته می کرده اند و با توجه به کیش شخصیت و ضعف های خامنه ای هیچکس بهتز از وی نمی توانسته این وظیفه را بر عهده گیرد.

فرض دیگر آن است که این به اصطلاح موضع گیری ها در مورد نقش رهبر با اطلاع خود وی و به منظور نشان دادن و به رخ کشیدن قدرت وی صورت می گیرد تا بر همگان روشن شود که همانگونه که وی پیشتر نیز گفته هر گونه گشایش کار رهبران جنبش منوط به رضایت وی است و هیچکس نمی تواند خلاف گفته  و رضای او عمل کند و اگر تا به حال نیز با آنان برخوردی نشده، به خاطر خواست ملوکانه بوده است و هر گاه که اراده کند می تواند دستور به دستگیری و محاکمه آنان بدهد و آنگونه که مجتبی ذوالنور، نماینده آقا در سپاه مدعی شده بود؛ رهبر می خواهد آنان  (رهبران جنبش اصلاحات) را به مرده سیاسی تبدیل کند چرا که با دستگیری آنها، تبدیل به قهرمان می شوند.

شکی نیست که رژیم کودتا از سال گذشته تا کنون شاهد ریزش فراوان هواداران خود بوده است. در حال حاضر فقط افراطی ترین اعضای حاکم، حکم می رانند و جناح های معتدل و میانه رو روز به روز منزوی تر و منفعل تر شده اند و عملا به بازیکنانی بدل شده اند که از نیمکت ذخیره ها، شاهد بازی تیم خود هستند.

در مقابل ریزش کودتاچیان،  محبوبیت و عقلانیت جنبش سبز گسترش یافته است و بخش عمده ای از آن ناشی از برخوردهای سیاستمدارانه و شکیبایی این جنبش و مظلومیتش با اتکا به سیاست عدم خشونت بوده است.

اگر چه حاکمان افراطی آنگاه که در تریبون های عمومی سخن می گویند، منکر چنین جنبش نیرومندی می شوند اما در خلوت خود می دانند چه آتش زیر خاکستری را در پهنه خاک این کشور ماتم زده گسترانده اند، آتشی که اگر زبانه بکشد خشک و تر را با هم خواهد سوخت.

Advertisements

کارها

Information

One response

18 05 2010
Douran

تحلیل جالبی بود
نظر من به فرض دوم شما نزدیکتر است. به نظر من خامنه ای توسط کودتاچیان به گوشه رینگ رانده شده و در وضعیتی قرار دارد که مجبور است به خواسته های آنان تن در دهد ولی حذف او چیزی عایدشان نمیکند. در حقیقت گفته لاریجانی هم برای جذب کردن خامنه ای است و با ایما و اشاره به او میفهماند که اگر در مقابل کودتاچیان مقاومت کند اصولگرایان پشتش می ایستند تا دیگر افسارش دست آنها نباشد و از گوشه رینگ خلاص شود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: