جنجال حیدری نعمتی افراطیون سه دین بزرگ در قرن بیست و یک (تحلیل)‌

13 09 2012

طبق تعریف ویکی پیدیا حیدری نعمتی نام «دو فرقه غوغا» بوده‌است که از زمان صفویه تا دهه‌های اخیر در اکثر شهرهای ایران حضور داشته‌اند و اغلب با هم درگیر بوده‌اند. در اصطلاح جنگهای حیدری نعمتی به درگیری‌هایی در جوامع مدنی اطلاق می‌شود که منشاء منطقی درستی ندارد و سرچشمه گرفته از تعصبات عوام است.

  مرد مجهول الهویه ای به نام سام باسیل پنجاه و چند ساله که وال استریت ژورنال او را یک آمریکایی اسراییلی تبار معرفی می کند و معلوم نیست یکدفعه از کجای این عالم خاکی به فکر فیلمسازی افتاده به ادعای  خودش با سرمایه ای  معادل 5 میلیون دلار که یکصد یهودی ارتدوکس و افراطی برایش تدارک می  بینند فیلم کم هزینه و بسیار بدوی از حیث بازیگری، فیلمنامه، و تصویربرداری با تعدادی هنرپیشه آماتور می سازد،  تا به قول  خودش و لابد سرمایه گذاران افراطی اش کلک اسلام و مسلمانی را بکند. البته فعلا یکی از موضوعاتی که در رسانه ها هست شک کردن به هویت این آدم است و داستانسرایی او مبنی بر اینکه یهودیان ثروتمند آمریکایی هزینه ساخت این فیلم را پرداخته اند، حال آنکه با مشاهده فیلم در می یابید که هزینه این فیلم نه 5 میلیون دلار که ممکن است 50 هزار دلار یا کمتر بوده باشد. ساخت این فیلم دستکم پشتیبانی نیرومند  تری جونز کشیش  خشک مغز آمریکایی را داشت  که پروژه قران سوزانش در   آستانه سالگرد یازده سپتامبر پیشین با اندکی تاخیر در بهار سال جاری برگزار شد و به دنبال آن دهها آمریکایی و غیرآمریکایی بر اثر خشونت ناشی از اعتراض به آن کشته شدند.

 یک  مسیحی قبطی مصری الاصل ساکن آمریکا به نام موریس صدیق نیز که ظاهرا رهبری یک گروه کوچک کینه جوی ضد اسلامی در کالیفرنیا را به عهده دارد برای این فیلم زیرنویس عربی می گذارد و تریلر آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد و القاعده مسلمان فریب هم که مترصد فرصت است هیچ جایی را بهتر از لیبی نمی بیند که دق دل احساسات ظاهرا ضد آمریکایی اش را در شهر بنغازی لیبی بر سر سفیر و تعدادی کارمند کنسولگری آمریکا خالی کند و با کشتن آنها آنهم مصادف با سالگرد واقعه یازده سپتامبر بگوید ما هنوز هستیم.

گند ماجرا به قدری درآمد که 80 هنرپیشه و دست اندرکار این فیلم طبق بیانیه ای اعلام کردند که در این فیلم آنها را گمراه کرده و از آنها سوء استفاده کرده ا ند و قرار نبوده  فیلم تا این حد اهانت آمیز باشد. با این حال باسیل هنوز هم از مخفیگاهش پیغام می دهد که اسلام سرطان است  و لابد قرار است فیلم کم ارزش وی این غده را نابود کند.

 وقتی به این مثلث افراطیون ادیان خیره می شوی می بینی نتیجه عمل هر سه در سناریوی فوق در واقع یکسان و آن هم ترویج خشونت، کشتار  و مرگ است. این افراطیون خوب درک می کنند که چگونه دست به دست یکدیگر داده و با تحریک احساسات پیروان ناآگاه این مذاهب، آنها را به جان هم بیندازند و جنگ های حیدری نعمتی راه بیاندازند و نهایتا این دنیای پرآشوب و بخصوص منطقه متشنج خاورمیانه را وارد عرصه بسیار  خطرناکتری کنند  و البته بدبخت جمعیت گرفتار سراسر دنیا و خاورمیانه که تصور می کردند قرن بیست و یکم بسی آرام تر از قرون گذشته خواهد بود. غافل از اینکه سالی که نکوست از بهارش پیداست.

و اما سیاستمداران خشک مغز، راست گرا و افراطی چه نقشی در این بلوا دارند؟ از دولت راستگرای نتانیاهو در اسراییل گرفته که در تلاش است همه دنیا را متقاعد کند که ایران را باید با خاک یکسان کرد تا حاکمیت محافظه کار کانادا که در حمایت از چنین سیاستی و گویی همین فرداست که اسراییل تهران را بمباران کند،  دیپلمات هایش را از آنجا بیرون می کشد، تا حاکمیت جنجال آفرین جمهوری اسلامی که رییس جمهور انتصابی اش داغ و درفش انکار هولوکاست را همه جا جنجال می زند تا نشان دهد که خیلی ضد اسراییلی است. غافل از آنکه همه این جنایتکاران راستگرا دست در دست همان افراطیون مذهبی در صددند خاورمیانه و دنیا را به آشوب بکشند.

 میت رامنی جمهوری خواه  از فرصت پیش آمده بهره برداری انتخاباتی می کند و به اوباما می تازد که  با وجود کشته شدن سفیر این کشور در لیبی چرا باید از مسلمانان به دلیل اهانتی که این فیلم آمریکایی به پیامبرشان کرده عذرخواهی کند. و البته در قاموس رامنی، اوباما باید نظیر بوش عمل کند و هیزم به هیمه افروخته شده بیفزاید که بعد از واقعه 11 سپتامبر افعانستان و عراق را به آتش کشید تا بیش از یک دهه بعد اوباما، بن لادن مغز متفکر حملات یازده سپتامبر را آنهم نه در افغانستان و عراق بلکه در پاکستان پیدا کند و به قتل برساند تا بالاخره گند بوش را جوری فیصله دهد، اگر چه این قصه سر دراز دارد.

 رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی که ایندفعه هم حاکمانش مثل جریان سلمان رشدی خود را از غافله عقب مانده می بیند توهین  به مقدسات اسلامی را قویا محکوم نموده و با احساسات جریحه دار شده امت اسلامی، ابراز همدردی می کند و از سکوت دولت آمریکا نسبت به این اقدام انتقاد می کند و البته منظور ایشان آن است که چرا مثل جمهوری اسلامی در مقابله با آزادی بیان عمل نمی کند و دهن سازنده و تولید کننده  این فیلم را سرویس نمی کند. البته رامین خان حتما می داند که فیلمساز معلوم الهویه فعلا از ترس خشم امت  مسلمان در سوراخ موش پنهان شده و نیازی نیست که دولت آمریکا آزادی بیان مردم را به خاطر احمق هایی چون او به خطر بیندازد. و صد البته طبق معمول دیپلماسی افراطی جمهوری اسلامی هم اجازه نمی دهد که دستکم برای آنکه از فرصت موجود برای خود استفاده ای هر چند ناچیز کند، کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی را نیز محکوم کند. آین آقایان که البته دنبال کاهش فشار بر جماعت بدبخت ایرانی هم نیستند سعی نمی کنند که حتی اگر ته دلشان هم به خاطر این واقعه قند آب می شود لااقل کمی دیپلماتیک عمل کنند.

سران قدیمی تر جمهوری اسلامی به خوبی به یاد دارند آنگاه که با بحران گروگانگیری سفارت آمریکا به آمدن ریگان  و جریان ارتجاعی ریگانیسم وپس از آن جنگ هشت ساله عراق علیه ایران که به تحریک و حمایت همین جریان در آمریکا صورت گرفت توانستند دستکم تمام نیروهای مخالف را از بین ببرند،  و آنگاه که لازم شد جام زهر را سربکشند تا به حیاتشان ادامه دهند. اما تصور اینکه این بار نیز بازی به همان گونه ختم شود عبث است.

Advertisements

کارها

Information

One response

16 09 2012
آرش

مرسی! تحلیل خوبی بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: