جشن بزرگ دموکراسی با شش میلیارد دلار هزینه

6 11 2012

مردم آمریکا امروز ششم نوامبر سال 2012 پای صندوق های رای می روند تا بین میت رامنی جمهوری خواه و باراک اوباما یکی را انتخاب کنند. اما آیا امروز به راستی روز بزرگی برای دموکراسی است ؟

گفته می شود رقابت انتخاباتی اخیر در آمریکا با 6 میلیارد دلار هزینه گران ترین رقابت انتخاباتی در طول تاریخ آمریکاست (منبع).

  آری 6 میلیارد دلار فقط هزینه تبلیغات و رقابت انتخاباتی در کشوری که در بهترین حالت چیزی کمتر یا بیشتر از 60 درصد مردمش رای می دهند و 40 درصد افراد واجد شرایط اساسا پای صندوق رای نمی روند. (منبع) گذشته از این، هدف عمده این تبلیغات در واقع کسب رای بخشی از  آن 60 درصدی است که تصمیم نگرفته اند به دموکرات ها رای بدهند یا به جمهوری خواهان  که معمولا از 1 تا 4 درصد یا کمی کمتر و بیشتر هستند (منبع) و می توانند شامل کسانی باشند که گرایش خاصی به هیچیک از این احزاب ندارند و یا کسانی که پیشتر به یکی از این احزاب رای داده اند اما به دلایلی از عملکرد آنها راضی نیستند و به دنبال آن هستند که اگر کاندیدای رقیب برنامه های بهتری را تبلیغ می کند او را برگزینند.

 اگر چه هیچگاه به طور قطع نمی توان گفت این ارقام بی اهمیتند و نمی توانند در آخرین لحظات روز موعود ( روز رای گیری) به مراتب متفاوت تر از آنچه شوند که پیش بینی می شده.

نکته اساسی اینجاست که در این کشور در هر رو به دلیل تاریخچه و قدمت مبارزات انتخاباتی، شاهد پولاریزیم سیاسی از آن نوع به شدت متنوع و گاه بسیار در هم ریخته  کشورهای در حال توسعه و جهان سومی که نیمچه نگاهی به روش های دموکراتیک دارند، نیستیم و در واقع جامعه انتخاباتی آمریکا دو قطبی است. هر دو قطب نیز در اساس سیاست های کلان و راهبردهای استراتژیک وحدت نظر دارند. به عنوان مثال هیچکدام کاپیتالیزم را رد نمی کنند اما شیوه های کمابیش متفاوتی در پیشبرد اهداف بزرگترین اقتصاد کاپیتالیستی دنیا دارند. به طور ساده می توان گفت دموکراتها نسخه تعدیل یافته جمهوری خواهان در مورد امتیاز دهی به اقشار متوسط و فقیرتر برای حفظ نظام کاپیتالیستی هستند. همانچه که ما در ادبیات سیاسی خودمان به آن سوپاپ اطمینان می گوییم و جمهوری خواهان به طور یقین از این زاویه مدیون دموکراتها هستند که افسارشان را کمی مهار می کنند.

در اینجا هدفم بحث ارزشی نیست و به دنبال طرح این موضوع نیستم که بگویم  کدام ایدیولوژی توانسته پایدار بماند، استدلالی که خیلی ها در جهان کنونی مطرح می کنند، اما پایداری این نوع نظام به مفهوم عدالتخواهانه بودن آن به ویژه از زاویه پرداختن به مسائل اکثریت مردم  نیست که اگر بود جنبش میلیونی وال استریت به راه نمی افتاد که همچون خاکستر نهفته زیر آتشی است که جامعه آمریکا را همچنان تهدید می کند.

خب برای اینکه در این مختصر به زیاده گویی نیفتم هدفم طرح این مسئله است که در جایی که تفاوت آنچنان ماهوی و از زمین تا آسمان بین دو حزب نیست، چنین هزینه سرسام آوری برای انتخابات آنهم به منظور جذب بخش کوچکی از رای دهندگان (که البته می توانند بر نتیجه اثر بگذارند) چه توجیهی دارد؟ بخصوص اگر به روند این هزینه ها نگاه کنیم متوجه می شویم که در واقع تعادلی بین هزینه هایی که از طرف هر دو حزب یا هوادارانشان هزینه می شود، وجود دارد و معمولا کمابیش50/50 است (منبع). یعنی اینطور نیست که یک حزب خیلی  بیشتر از حزب دیگر خرج کند تا نتیجه را به نفع خود تغییر دهد.

رقم های میلیاردی و این بار 6 میلیارد دلار حتی در جامعه ثروتمند آمریکا نیز می توانند زندگی خیلی ها را تغییر دهند، اما نتیجه ای که من می توانم به آن برسم این است که هزینه کردن جزو لاینفک نظام اقتصادی موجود آمریکاست و کمتر می توان کسی را یافت که هزینه کردن  برای دستیابی به هدف در اینگونه جوامع و بالاخص آمریکا را نقد کند که در آن 5 گروه رسانه ای بزرگ افکار عمومی را به هر جا که بخواهند هدایت می کنند.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: