به یاد ستار که گمنام زیست اما گمنام نمرد

7 11 2012

چند نفر را در دنیا سراغ دارید که ده روز (اصلاح کنم: چهار روز) پس از دستگیری زیر شکنجه کشته شده باشند.

خاطرات زندانیان زیادی را خوانده ام و سرگذشت های بسیاری را از کشته شدن مبارزان زیر شکنجه شنیده ام اما اولین بار  است که می شنوم  فقط ده روز  (اصلاح کنم: چهار روز) پس از دستگیری فردی به خانواده اش خبر می دهند که برایش قبر بخرید. ابتدا که سایت کلمه خبر کشته شدن ستار بهشتی را با تردید منتشر کرد همچنان که در متن هم گفته بودند، امیدوار بودم که این خبر فقط تهدیدی برای ترساندن   خانواده اش بوده باشد با این حال انتشار خبر تکمیلی مبنی بر تماس مجدد پلیس فضای تبادل اطلاعات  با عموی خانواده تردید اولیه را نیز از بین برد.

البته نمی دانم در کشوری که حکومت مخوف فقیه و اطلاعات و سپاه و هزار ارگان نظارتی دیگر نظیر همین زهرماری  فتا بر جان های شیفته مردم حکمرانی می کنند این خبر تا چه اندازه غریب است؟ از کجا باید بدانیم که دهها خانواده دیگر در میان ما زندگی نمی کنند که قربانیانی داده اند و تهدید به سکوت شده اند؟ از کجا باید دانست چه تعداد کشته شده اند و با  تاخیر به خانواده هایشان اطلاع داده اند؟

اساسا از کجا باید دانست که چه تعداد قربانی به ویژه به دلیل فعالیت های وبلاگ نویسی و اینترنتی در زندان ها و بازداشتگاههای متعدد و مخوف این جانیان ولایت  محبوس هستند و شرایطشان چگونه است؟ من نظیر بسیاری دیگر چه بسا تا دیروز نیز که گمانه هایی در فضای مجازی مطرح شد مبنی بر اینکه این وبلاگ اوست حتی نام ستار را هم نشنیده بودم.

البته اگر وبلاگ مذکور مربوط به وی باشد به نظر می رسد آخرین نوشته اش مقارن با روز دستگیری اش باشد که در آن با عصبانیت می گوید که تهدیدش کرده اند که اطلاع رسانی نکند و گفته است که تا حد مرگ نیز از این کار دست نمی کشد و چه زود ابلیس مرگ در خانه ستار را به صدا درآورد.

 به این ترتیب به نظر می رسد فعالیت وبلاگی این جوان اهل رباط کریم لو رفته بوده و او با وجود اطلاع از خطری که تهدیدش می کرده  باز هم به فعالیت خود ادامه داده است.

دوست دارم کمی به تحلیل محتوای سایتش بپردازم. او که خود را «ستار ب» معرفی کرده عکسی از حشمت اله طبرزدی را به عنوان لوگوی نمایه خود برگزیده و عکس های دیگری از طبرزدی در گوشه بالای وبلاگ و زیر نویس آن مبنی بر  اینکه » هرلحظه به یادت هستم» به نحوی ارتباط یا تاثیر پذیری ستار از طبرزدی زندانی را آشکار می سازد.

بسیاری از نوشتارهای این وبلاگ حاکی از لحن عصیانگر و ناراضی جوانی هستند که به نظر می رسد با واقعیات زندگی وی و بسیاری از همسالان وی انطباق داشته باشند. به گفته مادرش، ستار تنها نان آور خانه و کارگر بوده است.  برای یک نان آور خانه که با سختی و مشقت معاش خانواده را تامین می کند و در عین حال از آگاهی برای یافتن عاملین   این همه مصیبت برخوردار است، چنین عصیانی غیر طبیعی نیست.

ستار که می بیند چگونه خیل عظیمی از وابستگان به بیت و سپاه غارتگر و رییس جمهور کودتایی  و نظام فاسد قضایی و حقوقی و پلیسی می چاپند و کشور را به آستانه فلاکت و جنگ می کشانند و رهبرشان همه را به سکوت دعوت می کند، نمی تواند سکوت کند و سعی می کند در وبلاگش فریاد بزند. برایش هم اهمیتی ندارد که چه تعداد آن را می خوانند و چه  تعداد به به و چه چه می گویند. برای او فقط فریاد است که اهمیت دارد و اینگونه است که روز هفتم آبان ماه پلیس فتا تهدیدش را عملی می کند به خانه اش می ریزد و بعد هم از اوین سر در میاورد تا ده روز بعد جنازه بادکرده و شکنجه شده اش را تحویل خانواده اش دهند.

همانطور که گفتم قطعا ستارها در جامعه امروز ایران کم نیستند اما انعکاس خبر کشته شدن ستار بهشتی آنهم با این سرعت چه بسا به دلیل عدم سکوت خانواده اش بوده باشد. خانواده ای که تنها نان آورش را اسیر کرده اند، به موقع فریاد می زند اما دریغ که فریادشان به سرعت و فقط طی ده روز پس از دستگیری وی به یاس تبدیل می شود.

 پیش خودم سناریو را تجسم می کنم و سعی می کنم نحوه برخورد بازجویان را با این جوان ناراضی مرور کنم.    به راستی اینهمه شکنجه منجر به مرگ آنهم در این مدت کوتاه با چه هدفی صورت گرفته است؟ با شکنجه ستار، بازجویان می خواسته اند به چه اطلاعات ذیقیمت و تشکیلات گسترده ای پی ببرند که زمان تا این اندازه برایشان اهمیت داشته است؟  آنگونه که از وبلاگ ستار برمی آید آنها همه چیز را در مورد فعالیت وبلاگی او می دانسته اند، پس چه چیز دیگری می خواسته اند از او کشف کنند؟ برایم تنها یک پاسخ باقی می ماند.

بازجویان به دنبال کسب اطلاعات نبوده اند بلکه به منظور اعمال زور و فشار و ارعاب او و سایرین در محیط مجازی تا سرحد مرگ شکنجه اش کرده اند. می توانم تصور کنم که روح عصیانگر ستار ناراضی و عصبانی از وضع موجود در فضای بازجویی پر از فحاشی و کتک و آزار چگونه بوده است. او قطعا با همان نیروی اندک خود و با خشم درونی اش با گرگهایی که او را در چنگ گرفته و مشغول تکه پاره کردنش بوده اند، مبارزه کرده است. او همانگونه که در وبلاگش هم گفته از مرگ نهراسیده و قطعا با خود عهد کرده بوده که مرگ یکبار و شیون یکبار.

و قلب من گواهی می دهد که مرگ مظلومانه ستار نان آور خانه ناقوس  نابودی طاعون حاکمیت فقیه را به صدا درآورده است. ای مبارزی که گمنام زیستی اما گمنام نمردی، بدرود.

Advertisements

کارها

Information

6 responses

8 11 2012
atabak

I am sorry to see «Sattar » such a BRAVE man to die like this, I hope the Iranians demonstrate that he didn’t die in vain , May God bless him.
«WE SHALL OVERCOME «

8 11 2012
Ariamanesh

درود بر این جوان پاک سرشت ایرانی . براستی شجاعتی در حد بابک خرمدین و سرنوشتی در حد او داشت .تنها راه غلبه بر این گرگ های ولایت و تسلط ننگین آخوندها تشکیل هسته های چریکی و شناسائی و کشتار این مزدوران تا قیام بدون گذشت مردم هست

8 11 2012
بنده خدا

خداوندا بساط ظلم را برچین…

8 11 2012
نصرت

یه نگاهی به شهید ستار بهشتی بکنید که بعد از 3 هفته زیر شکنجه شهید شد. این جلادها با مخالفای اصلیشون اینطوری رفتار میکنند. حرومزاده های رفسنجانی و نوری زاد و … همه فیلمایی با سناریوی مشابهه . وقتشه بیداربشیم.
اینها همه فیلمه، این حکومت فاسد شدیدا» دنبال یه نفراز خودشون میگرده که محبوبیت مردمی داشته باشه تا این مردم احمق مثل همیشه مثل گوسفند بریزند پا صندوقای رای. فعلا دارند رو دارودسته هاشمی رفسنجانی و مشاعی کار میکنند. روش خیلی قشنگ و ظریفیه. ما گوسفندا هنوز نفهمیدیم که کسی که شورای نگهبان تایید کنه یعنی یه کثافت فاسد دزد مثل خودشون. رفسنجانی نقش خیلی مهمی داره الان، دخترش درحال تخلیه کردن اطلاعات زندانیان زنه و پسرشم اصلا» تو زندان نبوده به بهانه اینکه تو انفرادیه! حالا هم راحت تو بهترین بیمارستان خصوصی استراحت میکنه. بیچاره جوونای ما و ما مردم که اینقدر خر و ساده ایم که بعد از اینهمه تجربه تلخ بازم گول این کثافتها را میخوریم! بامید سقوط و نابودی این حکومت فاسد. آمین

8 11 2012
Ariamanesh

درود بر تو نصرت !کاملا درست میگویی ! معتقدم مبارزه مسالمت آمیز دیگه فایده نداره یعنی از اولش هم نداشت این رژیم خونریز و فاسد جز با مبارزه مسلحانه از بین نمیره پس تا زمان بدست آوردن اسلحه و تشکل چریکی و پارتیزانی باید این کثافت ها شناسائی بشوند بی سرو صدا تا درفرصت مناسب و هر چه سریعتر سلاخی شوند

8 11 2012
محسن

ستار بهشتی از مردان حقیقی روزگار بود که در عمل ثابت کرد اهل شعار دادن نیست. درد کشور و مردمش را داشت و به تکلیف خود عمل کرد و چه زیبا بر سر عهدش ماند و ماندگار شد.

با سپاس از مطلب خوبتان.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: