سردی سال های کرونا

15 09 2021
اجساد قربانیان همه گیری کرونا در ایران

لشکری هستیم

سیاه پوشیده شدگان

در جامه هایی ضخیم، زیپ بر کشیده بر انداممان

لشکری هستیم

تن های برهنه امان 

همانگونه که روزی از مادر زاده شده بودیم

در کیسه هایی به ردیف در کنار هم  

دراز کشیده ایم

لشکری هستیم

بی آنکه نفسی برآریم

سکوت است اینجا

همهمه ای نیست

هلهله ای نیست

برتخت هایی از فلز در سرزمینی سرد آرمیده ایم

در کنار هم

باکی نیست

شتابی نیست

لشکری هستیم

از پا افتاده، خاموش، بی همهمه، بی هلهله

پیر، جوان، زن، مرد

فراوانیم

آنقدر زیاد

که حتی شماره نمی شویم

لشکری هستیم

منتظریم ، تا کی نوبتمان شود

تا از لشکر جدایمان کنند و تک تک راهی خاک سردمان کنند

بی هیچ تشریفاتی

فریاد می زدیم آنگاه که نافمان را جدا می کردند

از مادر اینگونه زاییده شدیم

عریان و بعد پیچیده در قنداقی سفید

و اکنون: خاموش اما، بی هیچ ضجه ای

آرام گرفته ایم تا به مادر طبیعت؛ خاک، 

عریان و بعد پیچیده در کفنی سفید

برمان گردانند

شیونی نیست

شمارمان بیش از زندگانی است که بدرقه امان می کنند

لشکری هستیم

به خاک افتاده

در قعر خاک فرو شده