تندیس طلایی به جدایی مردم صلح دوست ایران ازسیاست نداران جنگ طلب

27 02 2012

آنگاه که سیاستمداران ایرانی و اسراییلی و .. چون دیوهای افسانه ها تنوره می کشند و می خواهند چشم صلح و صفای مردم را کور کنند فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین در کنار فیلمی اسراییلی و تعدادی دیگر فیلم خارجی در کنار یکدیگر قرار می گیرند تا به جهان پیام دهند که رقابت های هنری و صلحدوستانه همواره ارزشمندتر از نعره های سیاستمداران خشک مغزی هستند که حیاتشان در گرو نابودی جمع کثیری از بیگناهان هر سرزمینی است.

درود بر اصغر فرهادی که با هنرش ندای صلح مردم کشورمان را از بلندگوی اسکار به گوش جهانیان رساند تا همگان بدانند پیام صلح آمیز  ما با جنگ طلبی دیوانی که در بندمان کرده اند هیچ سنخیتی ندارد





من اعتراف می کنم، پس هستم

25 02 2012

در خبرها بود که سپاه موج جدید فشار بر روزنامه نگاران بازداشتی برای اعترافات تلویزیونی را آغاز کرده است تا اعتراف کنند که در جنگ نرم دخیلند. احمق های نظامی با همان روحیه دهه شصت و شکم های بادکرده از پول مفت نفت و قاچاق و زد و بند اقتصادی همچنان با تفکر بیمار خود همه را دشمن فرض می کنند تا خود را دوست نشان دهند. اما دوست چه کسی؟ به راستی حتی اگر شما مشتی روزنامه نگار را با زور شکنجه به اعترافات تلویزیونی بکشانید و بیایند و بگویند که بله علیه نظام به جنگ نرم متوسل شده اند، مردم با آنها همدلی بیشتری خواهند داشت یا شما؟ آیا نفرت را در چشمان خاموش مردم مشاهده نمی کنید؟ چرا هر لحظه گور خود را عمیق تر می کنید. اگر حنای اعترافات تلویزیونی شما در سی و اندی سال رنگ داشته، الان هم رنگ خواهد داشت.

حال که من دشمن توام، پس بجنگ تا من هم نرم بجنگم. اعتراف هم می کنم تا وجودم  را علیه مغز معیوب تو اثبات کنم. یقین بدان تا ظلم هست، من هستم و خواهم بود و تو خواهی رفت .





بمب های تروریستهای ایرانی در تایلند مشابه بمب هایی که دانشمندان هسته ای را به قتل رساند

22 02 2012

با گذشت چندین روز از رسوایی دستگیری سه تروریست ایرانی به اتهام بمب گذاری در تایلند  زوایای دیگری از این ماجرا روشن شده که به تعبیر من یکسانی شیوه های بمب گذاران ایرانی در تایلند و تروریست هایی که دانشمندان هسته ای در ایران را هدف قرار می دادند تایید می کند.

 امروز این خبر ای بی سی نیوز توجهم را جلب کرد که طی آن گفته شده بمب هایی که از سعید مرادی تروریست ایرانی در تایلند کشف شده در رادیوهای ترانزیستوری کوچکی جاسازی شده بودند که در عین حال هر یک حاوی شش آهنربا بودند که نشانگر آن است که قرار بوده آنها را به بدنه خودرو الصاق کنند.

ویدیویی که حاوی عکسی از این رادیوها و همچنین عکسی از سعید مرادی که حامل دو تای از آنها تا پیش از دستگیری بوده در این خبر اختصاصی منتشر شده است. نوع دسته و همچنین ضامنی که در بالای بدنه این رادیو نصب شده بیشتر عملکرد آن را شبیه نارنجک می کند و به نظر می رسد همین حالت نارنجکی نیز باعث شده که سعید مرادی یکی از آنها را به سمت تاکسی که از سوار کردنش خودداری کرده بود پرتاب کند و ضامن دیگری را نیز کشیده بود اما پیش از پرتاب آن به سوی پلیس در جلوی پاهای خودش منفجر و پاهایش را قطع کرد.

پیش از این حادثه نیز بمب مشابهی  کشف شده بود که به خودروی یک سیاستمدار اسراییلی در گرجستان چسبانده شده بود و به نظر می رسد بمبی نیز که خودروی یک سیاستمدار اسراییلی در دهلی نو را منفجر ساخت نیز از همین نوع بوده باشد.

مشابهت این وقایع کمتر تردیدی باقی می گذارد که در هر سه موارد رژیم ولایت فقیه در بمب گذاری های علیه سیاستمداران اسراییلی (و احتمالا با اهداف تلافی جویانه و قدرت نمایی) دست داشته است. اما نکته حائز  اهمیت آنکه بمب های مغناطیسی به کار رفته در تایلند و سیاستمداران اسراییلی در گرجستان و دهلی نو با بمب هایی که تا کنون چندین تن از دانشمندان و کارمندان هسته ای ایران را  به قتل رسانده مشابه هستند و در تمام موارد نیز این دانشمندان و کارکنان هسته ای با بمب هایی که به بدنه خودروشان چسبانده می شد به قتل رسیده اند.

اگرچه در خبرهای مربوط به نحوه انفجارهای مربوط به کارکنان هسته ای گفته می شد که این بمب ها با کنترل از راه دور هدایت می شده اند اما تعبیر نارنجکی آنها نیز دور از انتظار نیست. دست کم به یاد دارم که در مواردی موتورسیلکت سواری به خودروی فرد نزدیک می شده و پس از چسباندن بمب به بدنه خودروی در حال حرکت از آن دور می شده و لحظاتی بعد خودرو منفجر می شده. دراین حالت فرد تروریست می توانسته ضامن بمب را کشیده و ضمن نگاه داشتن دسته آن تا زمان چسباندنش به خودرو مانع از انفجار آن شود و از آنجا که پس از رها شدن دسته چندین ثانیه تاخیر تا انفجار بمب به وجود می آید، با موتورسیکلت خود از محل بگریزد.

در آخرین موردی نیز که کمتر از دو ماه پیش یکی از کارکنان هسته ای در تهران به قتل رسید طی مطلبی که با فحاشی برخی نیز مواجه شد دم خروس حکومت ولایت فقیه را در این زمینه مطرح کردم و بر خلاف بسیاری و از جمله تبلیغات خود رژیم مبنی بر متهم کردن اسراییل، معتقد بودم که کار بخش هایی از خود نظام ولایت فقیه است و حال آفتاب آمد دلیل آفتاب.





عذرخواهی سناتور کانادایی برای اظهاراتش پیرامون اعدام جنایتکاران خطرناک و احکام اعدام وبلاگ نویسان در ایران

2 02 2012

 سناتور کانادایی به خاطر نظرش بابت بازگرداندن حکم اعدام جنایتکاران به گه خوری افتاد و این در حالی است که حکومت ایران وقیحانه از اعدام وبلاگ نویسان و فعالان اینترنتی دم می زند.

کانادا فاقد مجازات اعدام است و شدیدترین مجازات برای قتل از نوع درجه 1  معادل 25 سال زندان بدون حق درخواست تجدید نظر است.

سناتور محافظه کار کانادایی «پیرهاگ بویسونو» روز چهارشنبه در گفتگو با خبرنگاران گفته بود که کانادا نباید هزینه سنگین نگاهداری جنایتکارانی که چندین نفر را کشته اند متقبل شود و دستکم می تواند طنابی را در اختیار این افراد بگذارد که اگر دلشان خواست خودشان را حلق آویز کنند. این اظهارات با واکنش گسترده مردم و رسانه های عمومی مواجه شد و موج اظهارات متنوع و عمدتا مخالف سراسر فضای اینترنتی و رسانه های کانادا را گرفت به نحوی که وی ساعاتی بعد دوباره در رسانه ها ظاهر شد و از اظهارات خود عذرخواهی کرد.

بسیاری از مردم و سیاستمداران به این اکتفا نکرده و خواستار استعفای وی از سنا شده اند. اگر چه «هارپر» نخست وزیر کانادا که وی را برگزیده در مقام دفاع از سناتور برآمده و آن را  نظرات شخصی این سناتور خوانده، اما بسیاری از مخالفان معتقدند سناتور در مقامی نیست که چنین موضوع مهمی را شخصی بپندارد و هارپر بایستی از مردم به خاطر انتصاب چنین فردی در سنا عذرخواهی کند.

لازم به ذکر است که سناتور یاد شده خود قربانی جنایتکارانی است که سالها پیش دخترش را ربودند و پس از تجاوز وی را به قتل رساندند. با این حال افکار عمومی به وی اجازه نداده که حتی با وجود چنین تجربه تلخ شخصی چالش برگرداندن مجازات اعدام به کانادا را مطرح کند

 سناتور بویسونو در واقع در واکنش به حکم سه  عضو یک خانواده افغانی-کانادایی مبنی بر کشتن 4 تن از اعضای خانواده اشان این حرف را زده بود و گفته بود نگاهداری این جانیان طی 25 سال بیش از 10 میلیون دلار برای کانادا هزینه دارد.





امیدوارم 25 بهمن هیچکس آنلاین نباشد

30 01 2012

Imageروز 25 بهمن مثل آن روزهای شیرین در کنار هم بودن همه باید در خیابان باشیم. آنلاین بودن را بگذاریم برای گزارش این روز تاریخی در روزهای بعد.





هشدار به روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان

20 01 2012

 رژیم کودتاگر ولایت فقیه به خوبی می داند که مشروعیت خود را سالهاست که از دست داده و اگر می توانست همین انتخابات نمایشی مجلس را نیز برگزار نمی کرد. اما از آنجا که بایستی این نمایش دستکم نزد اندک هواداران و چماقدارانش خوب جلوه گر شود، نیاز دارد که فضای خفقان و امنیتی را هر چه بیشتر مسدود کند. تامین چنین فضایی به ویژه به دلیل تحریم های بین المللی و فشارهای جهانی که روز به روز بیشتر می شوند برای رژیم ولایت فقیه اهمیت خاصی ایجاد کرده است.

از همین روست که شاهد اوج دستگیری فعالان سیاسی و به ویژه روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان مستقل هستیم. دست کم روزی نیست که خبر از دستگیری یک نفر به گوش نرسد. از همین روست که روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان مستقل بایستی هشیارانه در شرایط موجود فعالیت کنند و بدون آنکه دچار ترس و دلهره واهی شوند فرض را بر آن بگیرند که  هر لحظه امکان دستگیریشان وجود دارد و کلیه تدابیر ایمنی لازم را برای دستیابی ماموران رژیم به حداقل اطلاعات در زمان دستگیری احتمالی به کار گیرند.

اگر چه  فعالیت را نمی توان تعطیل کرد اما در شرایط فعلی بایستی آن را تا حد امکان زیر زمینی کرد و تمام تدابیر لازم را به کار برد. آنها که فعالیتشان برای نظام کاملا مشخص است حتی بهتر است در حال حاضر در آدرس شناخته شده توسط اطلاعاتی ها زندگی نکنند و برای مدتی نزد دوستان و آشنایان قابل اعتماد نقل مکان کنند. زمان حاضر بسیار حساس   است و رژیم قصد دارد تا آنجا که می تواند دستگیر کند تا هم سایرین را بترساند و هم با امنیتی کردن فضا  به خیال خود کنترلش را بر اوضاع بیشتر کند.

پس تا آنجا که می شود باید جلوی تلفات را گرفت تا جریان آزاد انتقال اطلاعات که رسواگر اصلی نظام مخوف ولایت فقیه است همچنان استمرار یابد.





خبر مهم مردم در روز دوشنبه چه بود ؟ خبر مهم روزنامه ها چطور؟

17 01 2012

روز دوشنبه مردم ایران خبر مهمی  را دهان به دهان نقل می کردند اما خبر مهم روزنامه های عمده چیزهای دیگری بودند. تصاویر صفحات اول روزنامه های روز دوشنبه را در زیر  مرور کنید و بعد بگویید آن خبر مهم که نقل محافل مردم بود در صفحه اول کدامیک از آنها آمده است؟





«جایزه گلدن گلوب غرور شکسته امان را اندکی ترمیم کرد؛ برنده شدن «جدایی نادر از سیمین» یعنی پیروزی «جدایی مردم صلح دوست از حاکمیت جنگ طلب»

16 01 2012

بیش از صدها لینک در فاصله کوتاهی پس از اعلام اختصاص جایزه بهترین فیلم خارجی در جشنواره گلدن گلوب در فضای مجازی حکایت شادمانی مردمی است که نیاز به تقویت غرور خود دارند که پیاپی توسط حاکمیت ولایت فقیه شکسته می شود.

و امروز در سپیده دم تهران و آنگاه که بسیاری از ما هنوز در خواب بودیم در آن سوی دنیا مردمانی که حاکمیت همواره دشمن خطابشان کرده، به مردمانی در این سوی دنیا که حاکمیت همواره سعی کرده بنیادگرا و ضد صلح معرفی اشان کند، نه به خاطر هارت و پورت های اتمی کوتوله های سیاسی اش، بلکه به خاطر قابلیت های صلح طلبانه هنرمندان و مردمش جایزه دادند.

این موضوع چقدر می تواند سمبولیک و نمادین باشد. برنده شدن «جدایی نادر از سیمین» را می توان برنده شدن «مردم صلح دوست به خاطر جدایی از حکومت جنگ طلب و فاسدشان» تلقی کرد.

ما نیاز به شادی وپایکوبی داریم چیزی که حاکمیت همواره سعی کرده از ما بگیرد و حال بهانه خوبی نیز برای پایکوبی داریم و رساندن این پیام به حاکمان تهران که ما هنوز سرزنده ایم و دوست داریم که در صلح و صفا زندگی کنیم و با دنیا تعاملی دوستانه داشته باشیم.

تبریک به همه ما و به فرهادی عزیز که غرور شکسته امان را ترمیم کرد.





ترور یک دانشمند هسته ای دیگر و دم خروس حکومتی ها مبنی بر اعلام زودرس انگیزه های رژیم برای این ترور دولتی

11 01 2012

آیا حکومت برای سناریو چینی در زمینه توطئه و دسیسه بازهم دانشمند هسته ای دیگری را به قتل رسانده است؟

این احتمال بسیار نیرومند است اما به نظر می رسد این بار حکومتی ها خود دم خروس را سریع تر لو داده باشند.

در هررو توجیه امنیتی کردن فضا در آستانه انتخابات می تواند یکی از انگیزه های اصلی این ترور دولتی باشد. همه می دانیم که حکومت ولایت فقیه از احتمال بروز ناآرامی ها در زمان انتخابات به شدت ترسیده است. آنها می دانند که مردمی که طی دو سال گذشته ظاهرا خاموش بوده اند ممکن است از این فرصت به بهانه رای دادن به خیابان ها آمده و کارزاری جدید را با رژیم ولایت فقیه  شروع کنند که به لحاظ ملی و بین المللی در یکی از بدترین دوران های خود به سر می برد و آن را با چالش های جدی مواجه کنند. با این حال شورای تامین امنیت استان و به دنبال وی نایب رییس مجلس با ناشی گری مطلب را زدوتر لو داده اند اما سعی کرده اند نعل وارونه بزنند.

در خبرها امده است:

صفرعلی براتلو، دبیر شورای تامین استان تهران انگیزه ترور صبح چهارشنبه را با انتخابات پیش روی مجلس مرتبط دانسته و گفته است: « دشمنان که احساس کرده اند تحریم ها و فشارهای تحریم به تنهایی پاسخ نمی دهد، تلاش می کنند با این ترورها، فضا را امنیتی کرده و کاهش مشارکت در انتخابات را رقم بزنند».

حسین ابراهیمی، نایب رئیس مجلس نیز نظر مشابهی را مطرح کرده و آن را تلاش برای کاهش حضور مردم در پای صندوق های رأی و همچنین امنیتی کردن فضای انتخابات توصیف کرده است.

 این در حالی است که در موارد مشابه ترورها در دو سال گذشته، مقامات ایرانی آن ها را توطئه های خارجی برای جلوگیری از پیشرفت برنامه های هسته ای خواندند، اما در مورد اخیر یعنی ترور مصطفی احمدی روشن، انگیزه دیگری را مطرح کرده اند





دستپاچگی خامنه ای حاکی از تاثیر فراگیر ندای تحریم انتصابات است

9 01 2012

پیام تحریم و شرکت نکردن در انتخابات فرمایشی آنچنان قوی بوده که صحنه گردانان پشت پرده بیت بازهم خامنه ای را پشت تریبون فرستاده اند تا بار دیگر با دشمن دشمن کردن سعی کند آبرویی  برای نظام سپاهیان ولایتمدار دست و پا کند.

دروغ های بزرگ خامنه ای که حتی برای  بسیجیان جان برکفش هم غیرقابل باورند از این قرارند:

  1. نگاه ملت های دیگر به این انتخابات دوخته شده
  2. مقام های غربی بارها تکرار کرده اند که هدف تحریم ها از صحنه خارج کردن مردم ایران است
  3. در تاریخ جمهوری اسلامی چه در زمان رهبری آیت الله خمینی و چه در زمان رهبری خود او «هیچ موردی که انتخابات را ناسالم کرده یا نتیجه آن را تغییر داده باشد، وجود ندارد.»

خامنه ای هر جا لازم بداند جای ملت و دولت را عوض می کند، اگرچه در دیدگاه ولایتمدار او اصلا ملت وجود خارجی ندارد و اگر آن را گاه امت نیز بخواند منظورش گوسفندانی است که فقط باید شبان (رهبر) را دنبال کنند و سگ گله (سپاه و بسیج) نیز هدفی جز کنترل آنها برای خارج شدن از گله ندارد.

در بند یک و دو به صراحت می توان دید که خامنه ای چگونه عوام فریبانه جای ملت و دولت را عوض کرده است. او آنجا که می گوید چشم ملت های دیگر به این انتخابات دوخته شده بیشتر منظورش دولت ها است و  آنهم نه همه دولت ها بلکه دولت های روسیه و چین که شاید بدشان نیاید بدانند که نمایش انتصابات چگونه پیش می رود و چگونه می توانند از آن برای باج خواهی بیشتر از ایران استفاده کنند.

آنجا که خامنه ای می گوید هدف از تحریم های خارجی خارج کردن مردم از صحنه است منظورش اما دولت ایران است که قرار است از صحنه خارج شود اما خامنه ای ساده لوحانه می کوشد این عبارت را نیز وارونه جلوه دهد.

و اما بزرگترین دروغی که وی بدان متوسل می شود این است که در تاریخ حکومت ولایت فقیه هیچگاه تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است.  خامنه ای خود نیک می داند که این بخش را حتی بسیجی هایی که به ظاهر برای وی سینه سپر می کنند نیز باور نمی کنند اما به هر حال از آنجا که دستگاه استالینیستی رسانه ای در اختیار بیت و اعوان و انصارش است باید تلاش خود را بکنند تا حداقل ظاهر را حفظ کنند.

با این همه سخنرانی خامنه ای را از جهتی باید به فال نیک گرفت و آن هم اینکه ندای تحریم و شرکت نکردن د ر انتصابات آنچنان گسترده بوده که مجتبی و سپاهیانش وی را بار دیگر به صحنه کشانده اند تا آنچه را بدو دیکته می کنند بلغور کند.








دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.